مادرحساب
مترادفها
پایه، اصل، اساس
متضادها
فرعی، جزئی
لغت نامه دهخدا
مادرحساب. [ دَ ح ِ ] ( اِ مرکب ) صاحب جمع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مادرخرج. رجوع به مادر خرج شود.
فرهنگ فارسی
صاحب جمع
جمله سازی با مادرحساب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حسابدار شرکت تاکید داشت که تمام مبالغ پرداختی باید از مبلغ مادرحساب کسر شود تا در پایان سال مالی وضعیت دقیق بدهیها مشخص گردد.
💡 اگر بخواهیم محاسبات مالی دقیق انجام دهیم، باید ابتدا مبلغ مادرحساب را در نظر بگیریم و سپس سود و زیانهای جانبی را به آن اضافه کنیم.
💡 در معاملات بانکی بزرگ، تعیین دقیق مبلغ مادرحساب بسیار حیاتی است تا از بروز هرگونه اشتباه در انتقال وجوه بین حسابهای مختلف جلوگیری شود.