مادرحساب
مترادفها
پایه، اصل، اساس
متضادها
فرعی، جزئی
لغت نامه دهخدا
مادرحساب. [ دَ ح ِ ] ( اِ مرکب ) صاحب جمع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مادرخرج. رجوع به مادر خرج شود.
فرهنگ فارسی
صاحب جمع
پایه، اصل، اساس
فرعی، جزئی
مادرحساب. [ دَ ح ِ ] ( اِ مرکب ) صاحب جمع. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مادرخرج. رجوع به مادر خرج شود.
صاحب جمع