ناکردکار
مترادفها
بیفایده، بیثمر، بیمصرف، بیاثر
متضادها
شاغل، پرکار، فعال
لغت نامه دهخدا
ناکردکار. [ ک َ ] ( ص مرکب ) آنکه بر حقیقت هیچ کار آگاه نباشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناکرده کار شود.
فرهنگ فارسی
آنکه بر حقیقت هیچ کار آگاه نباشد
بیفایده، بیثمر، بیمصرف، بیاثر
شاغل، پرکار، فعال
ناکردکار. [ ک َ ] ( ص مرکب ) آنکه بر حقیقت هیچ کار آگاه نباشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناکرده کار شود.
آنکه بر حقیقت هیچ کار آگاه نباشد