«معقوف» صفتی عربی است که در متون قدیمی به کار رفته و به معنای «خمیده»، «پشتکج» یا «کوتاهقد و خمیده» است، بهویژه در توصیف افراد مسن. این واژه معمولاً برای اشاره به وضعیت فیزیکی فرد به کار میرود؛ وضعیتی که به دلیل سن بالا، بیماری یا ضعف جسمانی، پشت شخص خمیده و قامت او صاف نیست. در متون قدیمی، «معقوف» میتواند بهصورت استعاری نیز به کار رود و ناتوانی یا ضعف فرد در امور جسمی را نشان دهد. برای مثال، عبارت «شیخ معقوف» به شخصی بسیار پیر و خمیده اشاره دارد که پشت او بیش از حالت عادی خمیده شده و وضعیتش کاملاً محسوس است. در برخی منابع، «معقوف» با واژههایی مانند «کژپشت»، «خمیده» یا «پشتکج» مترادف در نظر گرفته شده و بار معنایی آن عمدتاً توصیفی و ظاهری است. بنابراین، این واژه صفتی است برای شخصی که به علت سن یا ضعف جسمانی پشتش خمیده و قوزدار شده و در ادبیات فارسی هم کاربرد توصیفی و هم استعاری دارد.
معقوف
لغت نامه دهخدا
معقوف. [ م َ ] ( ع ص ) شیخ معقوف؛ پیر پشت دوتا از پیری. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).