شرم زدگی

مترادف‌ها

خجالت، شرم، حیا

متضادها

افتخار، سربلندی، جسارت

لغت نامه دهخدا

شرم زدگی. [ ش َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) خجلت. شرمندگی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شرم زد و شرم زده شود.

فرهنگ فارسی

خجلت شرمندگی

جمله سازی با شرم زدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی او متوجه شد که تمام نگاه‌های سنگین و پرسشگر در اتاق به سمت او چرخیده است، دچار چنان شرم زدگی شد که حتی توانایی بیان کلمات را نداشت.

💡 آن کودک کوچک با دیدن حجم بسیار زیاد جمعیت در میدان اصلی شهر، دچار نوعی شرم زدگی شد و سعی کرد صورت خود را پنهان کند.

💡 گاهی اوقات انسان‌ها در موقعیت‌های اجتماعی حساس، به دلیل اشتباهات ناخواسته خود دچار شرم زدگی می‌شوند که می‌تواند بر اعتماد به نفس آن‌ها اثر بگذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران