خشکمانا

مترادف‌ها

به صورت خشک

متضادها

تر، خیس، مرطوب

لغت نامه دهخدا

خشکمانا. [ خ ُ ] ( اِ مرکب ) هرچیز سردی که پس از غذا تناول کنند جهت تسکین حرارت معده. ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با خشکمانا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او با لحنی بسیار خشکمانا و بی‌روح به سوالات من پاسخ داد، گویی هیچ علاقه یا اشتیاقی برای ادامه این گفتگو در سر نداشت.

💡 مدیر شرکت در جلسه هیئت مدیره، با بیانی خشکمانا و بدون هیچ نوع احساس یا همدلی، تصمیمات سخت و بی‌رحمانه جدید را اعلام کرد.

💡 گزارش منتشر شده توسط خبرگزاری، به شکلی بسیار خشکمانا و صرفاً بر اساس اعداد و ارقام ارائه شده بود و هیچ تحلیل عمیقی نداشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران