اغشاء

مترادف‌ها

پرده‌ها، غشاها

لغت نامه دهخدا

اغشاء. [ اِ ] ( ع مص ) فروپوشانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برپوشانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). و منه قوله تعالی: «فاغشیناهم فهم لایبصرون » ( قرآن 9/36 ). ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). پوشیدن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). || کور ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ). پوشانیدن خدا بینائی کسی را و این معنی مجازی است: اغشی اﷲ علی بصره؛ غطاه و هو مجاز. ( از اقرب الموارد ). || برآوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بیاوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || فروافکندن کار بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). فروپوشانیدن کار بر کسی: غشیت فلاناً الامر و اغشیته ایاه اغشاءً؛ جعلته یغشاه. ( از اقرب الموارد ). || تاریک شدن شب: اغشی اللیل؛ اظلم. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (مص م. )پوشاندن، پوشانیدن.

ویکی واژه

پوشاندن، پوشانیدن.

جمله سازی با اغشاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشکان برای تشخیص دقیق بیماری‌های داخلی، از روش‌های پیشرفته تصویربرداری استفاده می‌کنند تا وضعیت سلامت تمامی اغشاء و بافت‌های حیاتی بدن بیمار را به طور کامل بررسی نمایند.

💡 در مطالعات زیست‌شناسی سلولی، بررسی دقیق نحوه تعامل میان اغشاء سلولی و محیط اطراف، نقش بسیار مهمی در درک فرآیندهای انتقال مواد و ارتباطات سلولی ایفا می‌کند.

💡 آسیب دیدن اغشاء محافظتی در سیستم گوارش می‌تواند منجر به مشکلات جدی در جذب مواد مغذی و اختلال در عملکرد کلی بدن شود که نیاز به درمان فوری دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران