مستظل
مترادفها
پناه گرفته، سایهگرفته
متضادها
بیسرپناه
لغت نامه دهخدا
مستظل. [ م ُ ت َ ظِل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استظلال، سایه خواه و طالب سایه و سایه جوی. ( منتهی الارب ). سایه نشین. رجوع به استظلال شود.
پناه گرفته، سایهگرفته
بیسرپناه
مستظل. [ م ُ ت َ ظِل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استظلال، سایه خواه و طالب سایه و سایه جوی. ( منتهی الارب ). سایه نشین. رجوع به استظلال شود.