دس دس کردن

لغت نامه دهخدا

دس دس کردن. [ دَ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول شیرخوارگان، چپه زدن. چپک زدن. || دست دست کردن. طول دادن. به تعویق افکندن. وقت سپوختن. مماطله کردن. اهمال کردن بعمد. قاصداً انجام دادن کاری را بدرازا کشاندن.

فرهنگ فارسی

در تداول شیر خوارگان. چپه زدن یا دست دست کردن.

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
روز داد یعنی چه؟
روز داد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز