دریچۀ دود
مترادفها
دودکش، منفذ
فرهنگستان زبان و ادب
{exhaust port} [قطعات و مجموعه های خودرو] دریچه ای در سرسیلندر که گاز خروجی را به چندراهۀ دود هدایت می کند
جمله سازی با دریچۀ دود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندس معمار تأکید داشت که برای خروج ایمن گازهای سمی از آشپزخانه، حتماً باید یک دریچۀ دود مناسب در سقف تعبیه شود.
💡 در هنگام بروز آتشسوزی در ساختمانهای قدیمی، باز بودن دریچۀ دود برای جلوگیری از خفگی ساکنان بسیار حیاتی و ضروری است.
💡 کارگران برای بهبود تهویه مطبوع در کارخانه، تصمیم گرفتند یک دریچۀ دود بزرگتر در قسمت بالایی سالن تولید نصب کنند.