بلکفت
لغت نامه دهخدا
بلکفت. [ ب ُ ک َ ] ( اِ ) رشوت. پاره. ( از آنندراج ). بلکفت. بلکفد. بلکفده. و رجوع به بلکفد شود.
فرهنگ عمید
= بلکفد
فرهنگ فارسی
( اسم ) رشوهپاره که بقاضی و دیگران داده شود.
بلکفت. [ ب ُ ک َ ] ( اِ ) رشوت. پاره. ( از آنندراج ). بلکفت. بلکفد. بلکفده. و رجوع به بلکفد شود.
= بلکفد
( اسم ) رشوهپاره که بقاضی و دیگران داده شود.