لغت نامه دهخدا
( آذان القاضی ) آذان القاضی. [ نُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) اُذُن القاضی. سرةالارض. آذان القسیس. در الجزایر بدان اذن الشیخ گویند. و لاتینی آن قوطولیدون است، بگفته بعضی نوعی از حی العالم است.
( آذان القاضی ) آذان القاضی. [ نُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) اُذُن القاضی. سرةالارض. آذان القسیس. در الجزایر بدان اذن الشیخ گویند. و لاتینی آن قوطولیدون است، بگفته بعضی نوعی از حی العالم است.
( آذان القاضی ) سره الارض