نا شمردنی
مترادفها
بیشمار، غیرقابل شمارش
متضادها
معدود، اندک، محدود، قابل شمارش
لغت نامه دهخدا
ناشمردنی. [ ش ِ / ش ُ م ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که قابل شمردن نیست. که آن را شمارش نتوان کرد. که نامعدود است.
فرهنگ فارسی
که قابل شمردن نیست که آنرا شمارش نتوان کرد.