خاکسترینه

مترادف‌ها

خاکستری

فرهنگستان زبان و ادب

{cinders} [مهندسی محیط زیست و انرژی] ذرات درشت باقی مانده از احتراق که مخلوطی از مواد سوخته و نیم سوز هستند

ویکی واژه

ذرات درشت باقی‌مانده از احتراق که مخلوطی از مواد سوخته و نیم‌سوز هستند.

جمله سازی با خاکسترینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آسمان در لحظات پایانی غروب، به رنگ خاکسترینه درآمده بود و گویی تمام طبیعت در سکوتی عمیق و غم‌انگیز برای پایان روز فرو رفته بود.

💡 پس از اتمام آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌های شمالی، زمین‌های سوخته با لایه‌ای خاکسترینه پوشیده شده بودند که منظره‌ای بسیار دلگیر و غم‌انگیز ایجاد کرده بود.

💡 او با نگاهی خاکسترینه و بی‌روح به ویرانه‌های خانه‌اش نگریست که اکنون چیزی جز بقایای سوخته و خاکستری از آن بنای باشکوه باقی نمانده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران