تصاخب
مترادفها
درگیری، برخورد، نزاع، ستیزه
متضادها
آرامش، صلح، توافق، سکون
لغت نامه دهخدا
تصاخب.[ ت َ خ ُ ] ( ع مص ) همدیگر فریاد کردن و همدیگر را زدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
درگیری، برخورد، نزاع، ستیزه
آرامش، صلح، توافق، سکون
تصاخب.[ ت َ خ ُ ] ( ع مص ) همدیگر فریاد کردن و همدیگر را زدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).