رکاشه تصویر معنی رکاشه مترادفها صراحت، رک بودن متضادها دقت، استواری، فصاحت لغت نامه دهخدا رکاشه. [ رُ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) رکاسه. ( ناظم الاطباء ). رکاسه است که خارپشت تیرانداز باشد. ( برهان ). ریکاشه. ( فرهنگ فارسی معین ). به معنی رکاسه است. ( فرهنگ جهانگیری ). رجوع به رکاسه و ریکاشه شود. فرهنگ عمید = سیخول فرهنگ فارسی ( اسم ) خار پشت کلان تیر انداز. گزارش محتوای نامناسب