کسر اوردن
مترادفها
کم کردن، کسر کردن
متضادها
اضافه کردن، افزودن
لغت نامه دهخدا
( کسر آوردن ) کسر آوردن. [ ک َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) باقی دار شدن. کمبود یافتن. کمبود پیدا کردن: از پول صندوق صدتومان کسر آورده است.
فرهنگ فارسی
( کسر آوردن ) باقی دار شدن. کمبود یافتن