ژیغ ژیغ
مترادفها
گریه، ناله، زاری، ضجه
متضادها
سکوت، آرامش
لغت نامه دهخدا
ژیغژیغ. ( ق مرکب ) مبدل ژیگ ژیگ است که بمعنی قطره قطره باشد. ( غیاث ). || ( اِ صوت ) اسم صوت بمعنی صدای باز شدن در:
صد دریچه در سوی مرگ لدیغ
می کند اندر گشادن ژیغژیغ.مولوی.
فرهنگ عمید
۱. صدای به هم خوردن و ساییده شدن چیزی.
۲. صدای گردش در بر روی پاشنه یا لولا.
فرهنگ فارسی
مبدل ژیگ ژیگ است که بمعنی قطره قطره باشد.