وسوب
مترادفها
وسوسه، شک و تردید
متضادها
یقین، اطمینان
لغت نامه دهخدا
وسوب. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسْب، و آن چوبی است که نزدیکی تگ چاه اندازند چو خاکش ریزان باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به وسب شود.
فرهنگ فارسی
جمع وسب و آن چوبی است که نزدیک تک چاه اندازند چون خاکش ریزان باشد