موضونه
مترادفها
وضو گرفتن، طهارت
لغت نامه دهخدا
( موضونة ) موضونة. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) زره بافته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ). || زرهی که حلقه های آن نزدیک به هم بافته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). زره متقارب بافته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زرهی که حلقه های او در همدیگر باشد. ( ناظم الاطباء ). || زرهی که دوحلقه دوحلقه بافته شده باشد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || زره مرصع. ( ناظم الاطباء ). زره به جواهر مرصع. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || تخت مرصعینه، از آن است قوله تعالی: علی سرر موضونة. ( قرآن 15/56 ). ( منتهی الارب ). جامه و یا تخت مرصع. ( ناظم الاطباء ). جامه و یا تخت. ( آنندراج ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مَّوْضُونَةٍ: محکم بافته شده (ازکلمه وضن به معنای بافتن است البته بافتنی شبیه بافتن زره )
ریشه کلمه:
وضن (۱ بار)
«مَوضُون» از مادّه «وضن» (بر وزن «وزن!») در اصل به معنای «بافتن زره» است، سپس به هر منسوجی که تار و پود آن محکم است، اطلاق شده، و در اینجا منظور تخت هایی است که، کاملاً در کنار هم قرار گرفته و به هم پیوسته است، یا خود این تختها دارای بافت مخصوصی است از لؤلؤ و یاقوت و مانند آن، چنان که جمعی از مفسران گفته اند.
راغب گوید: وضن بافتن زره است وبه طور استعاره بهر بافتن محکم گفته میشود. طبرسی فرموده بافتن متداخل است مثل زره که حلقهها به همدیگر متداخل اند علی هذا «سُرُرٍ مَوْضُوْنَةٍ» تختهایی است متصل به هم. و شاید ردیف هم مراد باشد. یعنی: جماعت کثیری است از گذشتگان و کمی از آخر ماندهها، آنها بر کرسیهای ردیف هم یا متصل بهم نشستهاند. این لفظ فقط یکبار در قرآن مجید آمده است.