مسلمیات

لغت نامه دهخدا

مسلمیات. [ م ُ س َل ْ ل َ می یا ] ( ع اِ مرکب ) ج ِ مسلمیة. چیزهای مسلم و محقق و مبرهن. ( ناظم الاطباء ).مسلمات. || ( اصطلاح منطق ) مسلمیات یا مسلمات آن مقدمه هائی بود که چون خصم تسلیم کند بر وی به کار داری خواهی حق یا مشهور یا مقبول باش و خواهی مباش. ( دانشنامه بخش منطق ص 124 از فرهنگ علوم عقلی ). و رجوع به مسلمات شود. || بخشودگیهای مالیاتی: به همین دستور اگر اقطاع و سیورغال ومسلمیات و معافیات و مدد معاش و پروانه جات حسابی که صادر گردد عمل مینمایند... ( تذکرة الملوک ص 44 ). ازانعام امراء و جمعی که ملازم نباشند و سیورغالات و معافی و مواجب و مسلمیات و حق السعی عمال هفتصدوچهارده دینار. ( تذکرة الملوک ص 52 ). و رجوع به مسلمی شود.

فهو یعنی چه؟
فهو یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
تانک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز