عواده

لغت نامه دهخدا

( عوادة ) عوادة. [ ع ُ دَ ] ( ع مص ) بیمارپرسی نمودن. ( از منتهی الارب ). عیادت کردن و دیدار نمودن از مریض. ( از اقرب الموارد ). عَود. عیاد. عیادة. رجوع به عود و عیاد و عیادة شود. || عود کردن و بازگشتن: لک العوادة و العَود و العَودة؛ باید که در آن کار عود کنی وبازگردی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || ( اِ ) طعام یکبارخورده بازآورده، یا طعام که برای شخص خاص بازآرند بعدِ فراغ قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). طعامی که برای میهمان نورسیده آورند پس از آنکه میهمانان طعام خورده باشند. ( ناظم الاطباء ). طعام دست خورده که دوباره برای میهمانان نورسیده آورند. ( ناظم الاطباء ).
عوادة. [ ع َوْ وا دَ ] ( ع ص ) زن عودنواز و رباب نواز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عوّاد شود.

فرهنگ فارسی

زن عود نواز و رباب نواز

جمله سازی با عواده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آنجا که رفتن به این منطقه در فصل تابستان عواده است، ترافیک جاده‌ای در این مسیر بسیار سنگین و باعث نارضایتی شده است.

💡 در فرهنگ‌های مختلف، برگزاری جشن‌های سنتی در مناسبت‌های خاص عواده‌ای است که پیوند میان اعضای خانواده و جامعه را تقویت می‌کند.

💡 برخلاف تصور عموم، مطالعه روزانه و منظم کتاب، عواده‌ای است که می‌تواند در بلندمدت باعث رشد چشمگیر سطح دانش و فرهنگ فردی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران