سنگ تاب کردن
مترادفها
سنگ انداختن، سنگ پرتاب کردن
لغت نامه دهخدا
سنگ تاب کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با ریختن سنگ تفته در مایعی آنرا گرم کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ): رضیف؛ شیر سنگ تاب کرده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
با رختن سنگ تفته در مایعی آنرا گرم کردن.