لغت نامه دهخدا
بشولنده. [ ب َ / ب ِ / ب ُ ل َ دَ / دِ ] ( نف ) گزارنده کارها و کارساز. || حرکت دهنده و جنباننده. || چست و چالاک و ماهر. || باهوش. هوشمند. || عالم و دانا و بینا. || پریشان کننده و پاشنده. || متحیر. رجوع به بشول، بشولاندن، بشولانیدن، بشولش، بشولیدن شود.