بدحسابی

مترادف‌ها

بی‌وفایی، بی‌دقت بودن

متضادها

نظم، دقت

لغت نامه دهخدا

بدحسابی. [ ب َ ح ِ ] ( حامص مرکب )عمل بدحساب. مقابل خوش حسابی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

عمل بدحساب، بدحساب بودن.

فرهنگ فارسی

عمل بد حساب مقابل ذ خوش حسابی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران