اجفاء

لغت نامه دهخدا

اجفاء. [ اِ ] ( ع مص ) کفک انداختن رود و دیگ و جز آن. ( منتهی الارب ). کف افکندن دیگ و سیل. ( تاج المصادر ). || اجفاء باب؛ بستن در. ( منتهی الارب ). || اجفاء ماشیه؛ مانده گردانیدن دواب را و چریدن ندادن. ( منتهی الارب ). || اجفاءالبلاد؛ بی خیر گردیدن آن. || اجفاء سرج؛ برداشتن زین از پشت اسب. ( منتهی الارب ). زین و مانند آن از پشت چهارپای برداشتن. ( تاج المصادر ). || دور کردن.

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز