ابتهار

مترادف‌ها

دعا، تضرع، التماس

متضادها

شکایت، اعتراض

لغت نامه دهخدا

ابتهار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حیلت کردن. || دعوی بدروغ کردن. || زنی را بیگناه بخویشتن آلوده کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || دونیم کردن شمشیر را. || تاسه برافتادن کسی را از ماندگی. || کوتاهی نکردن در نفع یا ضرر کسی. || زاری و الحاح کردن در دعا، یا دعا کردن هر ساعت و خاموش نشدن. || خفتن بر خیال خود. || دشنام دادن کسی را بچیزی که در او بود.

فرهنگ فارسی

حلیت کردن دعوی بدروغ کردن

جمله سازی با ابتهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در لحظات دشوار زندگی، بسیاری از مردم با ابتهار و التماس به درگاه خداوند دعا می‌کنند تا آرامش و تسلی خاطر خود را بیابند.

💡 شاعر بزرگ در اشعار خود از ابتهار و فروتنی در پیشگاه معشوق سخن گفته است تا عمق عشق و ارادت خود را نشان دهد.

💡 عبادت واقعی تنها به انجام حرکات ظاهری نیست، بلکه مستلزم ابتهار قلبی و حضور تمام و کمال روح در برابر خالق هستی می‌باشد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران