الحاح کردن

لغت نامه دهخدا

الحاح کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ستیزه کردن در سؤال و خواستن چیزی. الحاف. ستیهیدن. رجوع به اِلحاح شود: اگر ما [ معتصم ] دوش پس از الحاح که کردی ترا اجابتی کردیم در باب قاسم، بباید دانست که آن مرد چاکرزاده خاندان ماست. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 174 ). سبکتکین الحاح میکرد و میترسانیدشان. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 204 ). و بعیب نداشته اند در هیچ روزگار که اندر چنین کارهای بزرگ با نام الحاح کنند. ( تاریخ بیهقی ). اکنون چون خداوند الحاح میکند بی ادبی باشد سخن ناگفتن. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 495 ).

فرهنگ فارسی

ستیزه کردن در سوال و خواستن چیزی.

جمله سازی با الحاح کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزى ملائكه در لوح ديدند كه به زودى يكى از مقربان درگاه خدا به نفرين ابدىگرفتار خواهد شد. از شيطان خواهش كردند دعا كند كه خدا هيچ كدام از ايشان را به اينبلا مبتلا نكند. در جواب گفت: اين قضيه به من و شما مربوط نيست. منسال ها است بر اين معنى اطلاع يافته ام ! ملائكه باز الحاح كردند. او دعا كرد و گفت:خدايا! ايشان را ايمن گردان. ولى خودش ‍ را از غرورى كه داشت فراموش كرد.

💡 يا من لايشعله سمع عن سمع يا من لايعلطع السائلون و يا من لايبرمه الحاح الملحيناذقنى بر دعفوك و حلاوه رحمتك و مغفرتك

💡 چهارم حفصه دحتر عمر است. گويند وقتى حضرت او را طلاق فرمود، عمر خاك بر سرپراكند كه ديگر از بهر من چه مكانت ماند و چندان الحاح كرد كه آن جناب رجوع فرمود.به قولى در سنه 41 وفات كرد و (مروان بن الحكم ) حاكم مدينه بر او نماز خواند ودر بقيع به خاك رفت.

💡 صفاتى كه دعا كننده از ديدگاه عقل و نقل بايد داراى آن باشد گذشت (44)، بنابراينشايسته است كه الحاح و پا فشارى در دعا مُبتنى بر آناصول باشد.

💡 چون اين قصه غريبه كه گوش هوش سامعان اخبار عجيبه شبيه و نظير آن نشنيده بهاتمام رسيد، عون الدين وزير برخاست و به حجره خاصّه رفت. يكايك از ما را طلبيد و درعدم اظهار اين اخبار عهد و ميثاق فرا گرفت و مبالغه و الحاح بسيار در عدم افشاى ايناسرار نمود و گفت: (زينهار! كه اظهار اين سرّ مكنيد! و اين راز پنهان داريد كه دشمنانبه قتل شما برنخيزند و خون شما نريزند.#

💡 بنانرا کنیزکی آرزو کرد تا ویرا خدمت کند با برادران انبساط کرد و بهاء آن فراهم آوردند گفتند کاروان فرا رسید یکی بخریم موافق چون کاروان رسید همگانرا بر یکی اتّفاق افتاد گفتند این شایسته است، خداوندش را گفتند این بچند میدهی گفت آن بهائی نیست، الحاح کردند گفت این کنیزک از آنِ بنان حمّال است، زنی فرستاده است او را از سمرقند، کنیزک نزدیک بنان حمّال بردند و قصّه بگفتند.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز