لغت نامه دهخدا
یکونه. [ ی َ ن َ / ن ِ ] ( ص ) یگونه. یکسان بود. ( لغت اسدی ). مخفف یک گونه است که به معنی یکسان و برابر باشد. ( آنندراج ). یگانه است به معنی یک گونه:
نوز نامرده ای شگفتی کار
راست با مردگان یکونه شدیم.کسائی.|| موافق. ( آنندراج ).
یکونه. [ ی َ ن َ / ن ِ ] ( ص ) یگونه. یکسان بود. ( لغت اسدی ). مخفف یک گونه است که به معنی یکسان و برابر باشد. ( آنندراج ). یگانه است به معنی یک گونه:
نوز نامرده ای شگفتی کار
راست با مردگان یکونه شدیم.کسائی.|| موافق. ( آنندراج ).