یقور
لغت نامه دهخدا
یقور. [ ی ُ ] ( ترکی، ص ) یقر. یغور. یغر. رجوع به یقر و یغر و یغور شود.
فرهنگ فارسی
ستبیر و عظیم الجثه ( از لحاظ تشبیه به خمیرور آمده ).
یقور. [ ی ُ ] ( ترکی، ص ) یقر. یغور. یغر. رجوع به یقر و یغر و یغور شود.
ستبیر و عظیم الجثه ( از لحاظ تشبیه به خمیرور آمده ).