لغت نامه دهخدا
یغناق. [ ی ِ ] ( ترکی، اِ ) یغناغ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به یغناغ شود. || ( مغولی، اِ ) گلوبند. ( یادداشت مؤلف ).
یغناق. [ ی ِ ] ( ترکی، اِ ) یغناغ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به یغناغ شود. || ( مغولی، اِ ) گلوبند. ( یادداشت مؤلف ).
یغناغ گلوبند