لغت نامه دهخدا
یرحا. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) یرح. رجوع به یرح شود.
یرحا. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) یرح. رجوع به یرح شود.
یرح
اسم: یرحا (دختر) (عبری) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: yarha) (فارسی: یرحا) (انگلیسی: yarha)
معنی: نام مادر حضرت موسی ( ع )، نام مادر موسی ( ع )