لغت نامه دهخدا
گوپیازه. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) طعامی است متعارف در بلخ، وآن به گه پیاز بلخی شهرت دارد. ( برهان ):
به سیرکوبه رازی به دست حیدر رند
به گوپیازه بلخی به خوان جعفر باب.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 54 ).آیی چو سیرکوبه رازی به بانگ و نیست
جز بر دو گوپیازه بلخیت دستگاه
دیگ هوس مپز که چو خوان مسیح هست
کس گوپیازه ٔتو نیارد به خوان شاه.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 919 ).|| در بعضی نوشته: نام تره ای بدبو. ( غیاث ) ( آنندراج ).