لغت نامه دهخدا
گنده پیل. [ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فیل مغتلم. ( صغانی ). پیل بزرگ. || ناقه سربزرگ. مؤلف قاموس ذیل قندفیل گوید: معرب گنده پیل است، واینکه شتر را قندفیل گفته اند تشبیهاً به فیل است.
گنده پیل. [ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) فیل مغتلم. ( صغانی ). پیل بزرگ. || ناقه سربزرگ. مؤلف قاموس ذیل قندفیل گوید: معرب گنده پیل است، واینکه شتر را قندفیل گفته اند تشبیهاً به فیل است.
(اسم ) ۱ - فیل بزرگ.۲ - ناق. سر بزرگ