گره یاخته
مترادفها
گره خورده، پیچیده، درهمتنیده
متضادها
گره باز، باز شده
فرهنگستان زبان و ادب
{gangliocyte} [زیست شناسی] یاختۀ عصبی متـ. یاختۀ گرهی ganglion cell
گره خورده، پیچیده، درهمتنیده
گره باز، باز شده
{gangliocyte} [زیست شناسی] یاختۀ عصبی متـ. یاختۀ گرهی ganglion cell