کود کشیدن

مترادف‌ها

کود دادن

لغت نامه دهخدا

کود کشیدن. [ کو ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کناسی کردن. کودکشی کردن. و رجوع به کودکش، کودکشی و کوت کش شود.

فرهنگ فارسی

کناسی کردن. کود کشی کردن

جمله سازی با کود کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باغداران پس از پایان فصل زمستان، شروع به کود کشیدن در باغ‌های میوه خود کردند تا ذخایر معدنی خاک برای فصل رشد آماده شود.

💡 برای افزایش بهره‌وری زمین‌های کشاورزی، استفاده از دستگاه‌های مدرن جهت کود کشیدن به صورت یکنواخت و دقیق در سطح زمین توسط کارشناسان توصیه می‌شود.

💡 کشاورز با دقت تمام در میان ردیف‌های درختان مشغول کود کشیدن بود تا مطمئن شود که هر نهال مقدار کافی از مواد مغذی دریافت می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران