کام طلبیدن
مترادفها
میل کردن، تمنا کردن، خواهان شدن
متضادها
بیمیلی، بیتفاوتی
لغت نامه دهخدا
کام طلبیدن. [ طَ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) کام جستن. رجوع به کام جستن شود.
فرهنگ فارسی
کام جستن
میل کردن، تمنا کردن، خواهان شدن
بیمیلی، بیتفاوتی
کام طلبیدن. [ طَ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) کام جستن. رجوع به کام جستن شود.
کام جستن