چسیدن
مترادفها
لیسیدن، چشیدن
لغت نامه دهخدا
چسیدن. [ چ ُ دَ ] ( مص ) چس دادن. فسوه دادن. تس دادن. باد بیصدا و بدبوی از مقعد برون دادن. رجوع به چس و چس دادن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چس دادن فسوه دادن.
لیسیدن، چشیدن
چسیدن. [ چ ُ دَ ] ( مص ) چس دادن. فسوه دادن. تس دادن. باد بیصدا و بدبوی از مقعد برون دادن. رجوع به چس و چس دادن شود.
( مصدر ) چس دادن فسوه دادن.