چسپانیده

مترادف‌ها

چسبانده، ملحق شده، پیوند داده

متضادها

جدا شده، کنده‌شده

لغت نامه دهخدا

چسپانیده. [ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) چسپانده. چسپانیده.دوسانیده. ملصق. رجوع به چسپانده و چسپانیدن شود.

جمله سازی با چسپانیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنرمند با دقت بسیار زیاد، تکه‌های کوچک رنگی را به بدنه اصلی نقاشی چسپانیده بود تا جلوه‌ای درخشان و خیره‌کننده به اثر هنری خود ببخشد.

💡 برچسب‌های اطلاعاتی را به دقت بر روی هر یک از جعبه‌های موجود در انبار چسپانیده بودند تا فرآیند شناسایی محصولات در آینده تسهیل شود.

💡 قطعات فلزی کوچک را به طور منظم بر روی سطح میز کار چسپانیده بودند تا در حین انجام عملیات حساس، از جابه‌جا شدن آن‌ها جلوگیری شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران