پورسانتاژ

مترادف‌ها

درصد، کمیسیون، سهم

لغت نامه دهخدا

پورسانتاژ. ( فرانسوی، اِ ) مقیاس سنجش با واحد که معمولاً صد باشد، صد چندی.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) = پورسان: ۱ - درصد. ۲ - حق دلالی، حق العمل.

فرهنگ عمید

= پورسانت

فرهنگ فارسی

برقراری صدی چند، دریافت صدی چند، صدچندی
( اسم ) نسبت کمی چیزی بواحد صد چند درصد بودن.

ویکی واژه

پورسان:
درصد.
حق دلالی، حق العمل.

جمله سازی با پورسانتاژ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فروشندگان در این شرکت بر اساس میزان فروش ماهانه خود، مبلغ مشخصی را به عنوان پورسانتاژ دریافت می‌کنند تا انگیزه بیشتری داشته باشند.

💡 قرارداد جدید مشخص می‌کند که بنگاه اقتصادی باید ده درصد از کل سود حاصله را به عنوان پورسانتاژ به بازاریاب پرداخت نماید.

💡 اگر میزان فروش از حد نصاب تعیین شده فراتر رود، پورسانتاژ دریافتی کارمندان افزایش می‌یابد تا تلاش بیشتر آن‌ها در سازمان پاداش داده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران