لؤم

فرهنگ معین

(لُ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) فرومایه شدن. ۲ - (اِمص. ) فرومایگی، پستی.

فرهنگ عمید

۱. ناکس و فرومایه شدن.
۲. ناکسی.
۳. بخل، زفتی.

ویکی واژه

فرومایه شدن.
فرومایگی، پستی.

جمله سازی با لؤم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال قتادة فی هذه الایة اکرم الکرم التقوی و الام اللؤم الفجور.

💡 دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی چنان قصری است حصن من که امن الؤمنین دارم

💡 همه‌به نفس‌خبیث‌وهمه‌به‌طبع‌شریر همه به کذب مثال و همه به لؤم سمر

💡 اصل هرکاری کنون بستی تو بر عقل و کرم جَهل جُهّال از میان بیرون شد و لؤم لِئام

💡 کسی کو ز خیر خویش ندارد رهی به پیش زهی جهل و ابلهیش زهی لؤم و احمقی

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز