هابشه
مترادفها
حبشه
لغت نامه دهخدا
( هابشة ) هابشة. [ ب ِ ش َ ] ( ع ص ) مؤنث هابش. || ( اِ ) گروه تازه. گروه نو. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). گروه و جماعت نو و جدید. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
مونث هابش. یا گروه تازه
حبشه
( هابشة ) هابشة. [ ب ِ ش َ ] ( ع ص ) مؤنث هابش. || ( اِ ) گروه تازه. گروه نو. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). گروه و جماعت نو و جدید. ( ناظم الاطباء ).
مونث هابش. یا گروه تازه