نپرداختنی

مترادف‌ها

پرداخت‌نشدنی

متضادها

پرداختنی

لغت نامه دهخدا

نپرداختنی. [ ن َ پ َ ت َ ] ( ص لیاقت ) غیرقابل پرداختن. که قابل تأدیه نیست.

فرهنگ فارسی

غیر قابل پرداختن که قابل تادیه نیست

جمله سازی با نپرداختنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هزینه‌های جاری برای نگهداری و تعمیرات این ساختمان قدیمی به قدری بالا رفته است که برای مدیریت فعلی، این مخارج کاملاً نپرداختنی و غیرقابل کنترل است.

💡 برخی از بدهی‌های سنگینی که در دوران بحران اقتصادی بر دوش شرکت باقی مانده، اکنون به مبلغی نپرداختنی و بسیار بزرگ تبدیل شده است.

💡 در محاسبات ریاضی این مسئله پیچیده، رسیدن به یک پاسخ قطعی و نهایی به دلیل متغیرهای بی‌شمار، کاری نپرداختنی و تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران