نعلبندی کردن
مترادفها
نعل زدن
لغت نامه دهخدا
نعلبندی کردن. [ ن َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نعلبندی کرده است؛ یعنی از راه دور آمده و به خوشی و ناخوشی چیزی گرفته. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نعلبندی کرده است: یعنی از راه دور آمده و بخوشی و ناخوشی چیزی گرفته. یا در تداول: خوراک ها و تنقلات و میوه های پیش از شام یا ناهار است و با فعل کردن صرف شود.
جمله سازی با نعلبندی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نعلبندی کردن اسبها یکی از مهارتهای بسیار قدیمی و ضروری در دنیای کشاورزی و حملونقل با حیوانات بود که امروزه کمتر دیده میشود.
💡 آهنگر قدیمی با دقت بسیار زیاد مشغول نعلبندی کردن اسب برگه بود تا مطمئن شود که در مسیرهای سنگلاخی دچار آسیب یا لغزش نمیشود.
💡 برای حفظ سلامت پاهای حیوانات در جادههای ناهموار، متخصصان تأکید دارند که نعلبندی کردن صحیح و به موقع باید توسط افراد آموزشدیده انجام شود.