ناگساردنی

مترادف‌ها

جدایی‌ناپذیر، همیشگی، شکسته نشدنی

متضادها

گسستنی، جداشدنی

لغت نامه دهخدا

ناگساردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) که گساردنی نیست. که نتوانش گسارد. رجوع به گساردنی شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران