گساردنی
متضادها
محکم، بستنی
لغت نامه دهخدا
گساردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل گساردن. لایق آشامیدن. رجوع به گساردن شود.
فرهنگ فارسی
لایق آشامیدن
محکم، بستنی
گساردنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل گساردن. لایق آشامیدن. رجوع به گساردن شود.
لایق آشامیدن