لغت نامه دهخدا
ناونه. [ ] ( اِ ) چادر شب کهنه: استاد گفت: دستوری دادم، اما متنکروار و پوشیده شو وناونه ای ( بزبان نیشابوریان یعنی چادرشب کهنه ) بر سرافکن. ( اسرار التوحید ص 64 ). و رجوع به ناوه شود.
ناونه. [ ] ( اِ ) چادر شب کهنه: استاد گفت: دستوری دادم، اما متنکروار و پوشیده شو وناونه ای ( بزبان نیشابوریان یعنی چادرشب کهنه ) بر سرافکن. ( اسرار التوحید ص 64 ). و رجوع به ناوه شود.