ناسنجیده گوئی

مترادف‌ها

بی‌پرواگویی، تندگویی، بی‌پروایی

متضادها

سنجیده گوئی، احتیاط، تدبیر

لغت نامه دهخدا

ناسنجیده گوئی. [ س َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عمل ناسنجیده گو. پریشان گوئی.

فرهنگ فارسی

عمل ناسنجیده گو پریشان گوئی.

کلمات مرتبط