مؤبب
مترادفها
علت، عامل، سبب
متضادها
معلول
لغت نامه دهخدا
مؤبب. [ م ُ ءَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) برآورنده آواز و فریادکننده. ( از منتهی الارب ). بانگ برآورنده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تأبیب شود.
فرهنگ فارسی
بر آورنده آواز و فریاد کننده.
علت، عامل، سبب
معلول
مؤبب. [ م ُ ءَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) برآورنده آواز و فریادکننده. ( از منتهی الارب ). بانگ برآورنده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تأبیب شود.
بر آورنده آواز و فریاد کننده.