مهابط
مترادفها
مقصدها، پهلوگاهها
متضادها
مبدأ
لغت نامه دهخدا
مهابط. [ م َ ب ِ ]( ع اِ ) ج ِ مَهْبَط و مَهْبِط. ( ناظم الاطباء ). فرودآمدن گاه ها: مهابط و مصاعد آن از خوف صیادان بی رحم منزه. ( سندبادنامه ص 120 ). همه را در مخابط ضلالت و مهابط جهالت دید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 262 ).
فرهنگ عمید
= مهبط
فرهنگ فارسی
جمع مهبط
( اسم ) جمع مهبط
جمله سازی با مهابط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مدیریت بنادر و مهابط دریایی کشور تلاش میکند تا با بهکارگیری تکنولوژیهای نوین، سرعت ورود و خروج کشتیهای تجاری را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
💡 در این منطقه جغرافیایی خاص، مهابط هوایی بسیار محدودی وجود دارد که باعث شده تا حمل و نقل مسافران تنها از طریق جادههای پرپیچ و خم انجام شود.
💡 برنامهریزان شهری باید توجه داشته باشند که مهابط حمل و نقل عمومی در نقاط استراتژیک شهر قرار بگیرند تا دسترسی شهروندان به خدمات راحتتر باشد.