منهبط
مترادفها
فرودآمده، پایینآمده، نازل شده
متضادها
صاعد، بالا رونده
لغت نامه دهخدا
منهبط. [ م ُ هََ ب ِ ] ( ع ص ) کم شونده و فرودآینده. ( آنندراج ). فرودآمده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انهباط شود.
جمله سازی با منهبط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحلیلگران اقتصادی معتقدند که روند منهبط قیمتهای جهانی نفت میتواند تأثیرات گسترده و منفی بر میزان درآمد دولتهای صادرکننده داشته باشد.
💡 در مسیر حرکت به سمت قله، شیب منهبط کوهستان باعث شد که کوهنوردان با احتیاط بسیار زیاد و با تجهیزات ایمنی حرکت کنند.
💡 با مشاهده نمودار روند منهبط میزان تولید محصولات کشاورزی در سال اخیر، دولت تصمیم به اتخاذ سیاستهای حمایتی جدید برای کشاورزان گرفت.